به گزارش خبرنگار مهر، کتاب "دیتر میسگلد: فیلسوفی علیه فلسفه" در مجموعه "انسانهای نامتعارف تاریخ" منتشر شده است؛ مجموعهای که در نظر دارد دعوتی باشد برای مخاطبانش در جهت شناخت افکار اندیشمندانی که زندگیشان یک جسارت است، همه صفها را در هم میشکنند و از همه مرزها عبور میکنند؛ انسانهای "زمانی دیگر، جایی دیگر، جوری دیگر".
دیتر میسگلد (Dieter Misgeld)، استاد بازنشسته دانشگاه تورنتو که در روزهای آغازین جنگ جهانی دوم در سال 1938 به دنیا آمده است، به گسترهای وسیع از موضوعات علاقهمند است: هرمنوتیک، تئوری انتقادی مکتب فرانکفورت، فلسفه و جامعهشناسی مدرن آلمانی، تئوریهای مربوط به حقوق بشر، مدرنیته و پروژه سیاست رهاییبخش، دموکراسی و هویتهای پساملی.

وی که در هایدلبرگ شاگرد گادامر بوده است، رساله دکتری خود را در فلسفه تحت راهنمایی او درباره "مفاهیم گناه و خودآگاهی در هستی و زمان هایدگر و مقایسه آن با اخلاقیات کانتی" نوشته و در تابستانهای سالهای آغازین تدریسش در کانادا، سمینارهایی با هابرماس در فرانکفورت داشته است.
وی از همان دوران دانشجوییاش به مسایل سیاسی و اجتماعی توجه خاصی داشته و در اکثر میتینگهای سیاسی ملی و فرامرزی از جمله تظاهرات ایرانیان در آلمان علیه شاه شرکت میکرده است. میسگلد اما با خواندن تئوری انتقادی، به ویژه آدورنو و آشناییاش با هابرماس، رفته رفته علایقش به فلسفه کاهش و به تئوریهای اجتماعی و سیاسی افزایش یافت.
این روند با مهاجرت او به کانادا و به ویژه تحت تأثیر فرهنگ مبارزاتی آمریکای لاتین و سنت پراگماتیستی آمریکا و چهرههای اصلی آن یعنی دیوئی و رورتی بیشتر از پیش تکمیل شد تا جایی که امروز دیگر مدعی است که فلسفه نمیتواند مفید باشد. ادعایی که هم مخالفان زیادی دارد و هم از استحکام چندانی برخوردار نیست.
حسین مصباحیان پس از مقدمهای خواندنی در کتاب خود، که در واقع متن بازنویسی شده، گسترش یافته و ترجمه شده سخنان وی در مراسم بازنشستگی میسگلد، در دانشگاه تورنتوست، در دو فصل اول کتاب، "درباره یک تفکر، یک متفکر: دیتر میسگلد و اصل اتوپیا"، و "از سنت اروپایی اهمیت فلسفه تا اهمیت سیاسی مسایل دنیای مدرن"، میکوشد تصویری کلی و تا حد امکان واقعی از زندگی و تحولات فکری میسگلد ارائه دهد.
اندیشمندی که به رغم در حافظه داشتن تجربه شکست اکثر انقلابهای بزرگ قرن بیستم، هنوز در هفتاد سالگی نیز از ضرورت انقلاب سخن میگوید و این ضرورت را مستند به تفکر فلسفی – سیاسی و سنجش عالمانه وضعیت ناعادلانه جهان میکند. فصل دوم در واقع حاصل گفتگویی با میسگلد است که در صدد استخراج سوابق فلسفی و سیاسی و نیز نگاه نامعمول وی به مسایل هستی است.
در فصل سوم، "تجربه دلبستگی به و جدایی از گادامر: فرهیختگی در آموزگاری، محافظهکاری در سیاست"، علاوه بر مسایل عام مرتبط با هرمنوتیک و مقالات خاص میسگلد در مورد گادامر و هرمنوتیک، تأکید ویژهای بر تفسیر میسگلد از بینش سیاسی گادامر شده است.
فصل چهارم گفتگویی است با عنوان "با هابرماس و پروژه ناتمام مدرنیته: در ضرورت عذرخواهی فروتنانه بزرگ اروپا از جهان" که به بررسی فلسفه و تئوری اجتماعی هابرماس به ویژه تئوری مدرنیته ناتمام او میپردازد.
در این بخش مسایلی نظیر ریشههای تاریخی مدرنیته، مبنای فلسفی مدرنیته یعنی سوبژکتیویته که نخستین بار توسط هگل مفهومپردازی شد، تقابل مفروض یا موجود بین ذهن بنیادی انسانی و نام خدا با تکیه بر تفسیری از کتاب کیرکگارد آدورنو مورد توجه و بحث قرار گرفتهاند.
رویارویی روشنفکران ایرانی با مدرنیته و به تبع آن سؤالاتی نظیر جهانشمولی مدرنیته، روایتهای غیرغربی از مدرنیته، رابطه بین سکولاریزاسیون و غربگرایی، امکان تفکیک وجوه سلطهگرایانه و رهاییبخش مدرنیته و نیز امکان استفاده از نقدهای پستمدرن به مدرنیته برای روشنفکران جوامعی مانند ایران بخش دیگری از این گفتگوست.
"مبارزات حقوق بشری: کرامت انسانی، جهانی شدن و عدالت جهانی" و "تجربه آمریکاها و الهیات رهاییبخش: در ضرورت گفتگو با جان و جهان ستمدیده"، عنوان دو فصل پایانی کتاب "دیتر میسگلد: فیلسوفی علیه فلسفه"اند که مباحثی چون حقوق بشر، جهانیشدن و نهضتهای "ضد جهانی شدن"، گفتگوی بینفرهنگها و الهیات رهایی بخش را در اندیشه میسگلد مورد بررسی قرار میدهند.
این کتاب همچنین ضمیمهای به زبان انگلیسی دارد که شامل مقدمه مجموعه، خلاصهای از کتاب و گزیدهای از کتابشناسی میسگلد است.


نظر شما